جامعه شناسي تشيع ضرورت امروز جامعه ايراني

منبع: سايت تحليلي "رصد" 

تالار استاد احمدعلي رجايي دانشکده ادبيات دانشگاه فردوسي مشهد روز چهارشنبه بيست ودوم مهرماه شاهد حضور پژوهشگران، دانشجويان وعلاقه منداني بود که قصد حضور درسمينار تخصصي «جامعه شناسي دين» را داشتند. در اين سمينار يک روزه که با تلاش گروه مطالعات دين «دفتر خراسان انجمن جامعه شناسي ايران» برگزار شد، اساتيدي همچون دکتر«عبدالعزيز ساشادينا» استاد کرسي مطالعات اسلامي دانشگاه ويريجينياي آمريکا و دکتر« علي يوسفي» عضو هيئت علمي گروه علوم اجتماعي دانشگاه فردوسي مشهد به ارائه سخنراني پرداختند.

 

ضرورت مطالعات اجتماعي تشيع

پنل دوم اين سمينار به توضيح پروژه پژوهشي «جامعه شناسي تشيع» توسط دکتر« سارا شريعتي» سرپرست اين پروژه و تعدادي از پژوهشگران آن اختصاص داشت. دکتر شريعتي سخنراني خود با عنوان«در معنا و محدوديت هاي جامعه شناسي تشيع» را بامعرفي کوتاهي از روند فعاليت هاي اين گروه پژوهشي آغاز کرد و گفت:«اين حلقه پژوهشي حدود۴سال است که با فعاليت جمعي از پژوهشگران که عمدتاً دانشجويان دکتري رشته جامعه شناسي هستند آغاز شده و با همکاري انتشارات «نگاه معاصر» آثاري را نيز منتشر کرده است که گزارش کامل شرح فعاليت هاي آن را مي توانيد از سايت تخصصي آن مشاهده کنيد».

يک جامعه شناس اروپايي هنگام بررسي موضوعات اجتماعي و اقتصادي ناگزير با پديده اسلام مواجه خواهد شد
او براي طر ح بحث و در پاسخ به اين سئوال که اساساً مطالعات جامعه شناسي تشيع چيست و چه ضرورتي دارد؟ گفت: « ضرورت مطالعات تشيع ناشي از ضرورت مطالعات دين و موقعيت دين در جامعه ايران است. آيا مي توان امر ديني را به مثابه امر اجتماعي مطالعه کرد يانه؟ اگر بپذيريم که دين درمرکز مطالعات اجتماعي جامعه ما قرار دارد به سادگي به ضرورت جامعه شناسي تشيع پي خواهيم برد. البته بايد توجه داشت که مطالعه مذهب تشيع، منحصر در مطالعات ديني نيست. مي توان با رويکردهاي علمي برون ديني(روان شناسي، جامعه شناسي، انسان شناسي و..) هم به پژوهش در اين عرصه پرداخت. در فضاي علمي کشور ما، اکثر مطالعات ديني از کانال علوم ديني(کلام و فقه و تفسير و منابع ديني) ارائه مي شود. ما در اين پروژه تلاش مي کنيم با فاصله گرفتن از بررسي هسته دين و با رويکردهاي جامعه شناسانه به بررسي پديده هاي ديني بپردازيم»

دکتر شريعتي جامعه شناسي دين را يکي از دغدغه ها و موضعات مورد علاقه جامعه شناسان نسل اول(کلاسيک ها) دانست و افزود:« در انديشه اين جامعه شناسان، «جامعه شناسي دين» گرايشي در جامعه شناسي نبود بلکه اصلاً خود جامعه شناسي بود. « اميل دورکيم» مهم ترين اثرش «صوربنياني حيات ديني» است يا «اخلاق پروتستاني و روح سرمايه داري» ماکس وبر مبناي جامعه شناسي ديني است. «گئورگ زيمل» اثر مفصلي به دين اختصاص داده است و «دوتوکويل» هم در بخش ششم کتاب«دموکراسي در آمريکا» به دين مي پردازد. سنت مارکسيستي در جامعه شناسي هم که اصولاً با نقد دين کار خود را آغاز مي کند.»

عضو هيئت علمي گروه جامعه شناسي دانشگاه تهران در ادامه افزود:« جامعه شناسي تشيع به دنبال فعال کردن تفکيک تشيع و تسنن نيست بلکه به دنبال فهم و واکاوي آن چيزي است که در جامعه به عنوان پديده شيعي خود را نشان مي دهد. ما گاهي دچار نزديک بيني مي شويم يعني اينقدر به يک پديده نزديک هستيم که ديگر آن را نمي بينيم. مثل ماهي که درکي از آب ندارد. از امروز عزاداري هاي ماه محرم به عنوان يکي از شاخص ترين ويژگي هاي جوامع شيعي آغاز مي شود. جامعه شناسي تشيع به جاي بيان تئوري هاي کلي به دنبال تحليل عيني اين پديده مهم، تحولات و پيامدهايش است».

 

رواج جامعه شناسي اسلام وتشيع در محافل علمي غرب

دکتر شريعتي اهميت تحولات دو دهه اخير در خاورميانه و اروپا را عامل ديگري براي ضرورت جامعه شناسي تشيع دانست و گفت:« امروز ما در موقعيتي قرار داريم که اسلام بيش از همه در صدر اخبار است، خودش را مطرح مي کند و به مسئله اجتماعي تبديل شده است. الان دين دوم مردم در پايتخت هاي نظريه پردازي در علوم اجتماعي (اروپاي غربي و آمريکاي شمالي) اسلام است. يک پژوهشگر علوم اجتماعي در اين جوامع هنگام بررسي موضوعاتي نظير مهاجرت، شکاف هاي طبقاتي، بحران هاي اقتصادي و... با پرونده اسلام مواجه خواهد شد. ضمن اين که ظهور سلفي گري و بنياد گرايي در منطقه خاورميانه هم نظر جامعه شناسان را به خود جلب کرده است. حال، يکي از سئوالاتي که پيش مي آيد اين است که آن چيزي که به عنوان بنياد گرايي اسلامي شناخته مي شود آيا پديده اي خاص جهان اهل تسنن است يا در مود تشيع هم قابل تصور است؟چيزي به نام بنياد گرايي شيعي وجود دارد يا خير؟ اين بحثي است که هم در حوزه روشنفکري ما مطرح شد و هم در ادبيات غرب. به نظرمن بايد به جاي پرسش از آموزه هاي تشيع، نيروهاي اجتماعي، موقعيت سياسي، اقتصادي، تاريخي و فرهنگي جوامع شيعي را با هم تحليل کنيم».

مطالعات اجتماعي تشيع را بايد تقويت کرد چون ما به عنوان يک ساکن جامعه ايراني با امر ديني در همه شئون زندگي خود روبه رو هستيم
او با اشاره به ظهور و فراگير شدن گفتمان هلال شيعي در يک دهه پيش که تشيع با محوريت ايران را تهديدي براي کشورهاي منطقه مي دانست گفت:« در برابر اين رويکرد سياست محور، رويکرد جامعه شناسي تاريخي معتقد بود چنين هلال متحد و يک دستي وجود ندارد. ما جهان هاي شيعي متنوع و متکثر با فرهنگ هاي متفاوت داريم و نمي توان از يک واقعيت متحد و يکپارچه صحبت کرد. ما امروز از متون شيعه هم قرائت هاي يکسان نداريم. درست است که ايران همچنان نقش مرکزيت و به تعبير برخي مديريت خود در کشورهاي شيعي منطقه را حفظ کرده اما در نگاه جامعه شناختي ما با جوامع شيعه نشيني مواجهيم که زيست متفاوتي دارند. امروز ما حتي از شيعيان در چين و آفريقا صحبت مي کنيم. پس در آن يکپارچگي مورد علاقه «سياست»، توسط جامعه شناسي شکاف ايجاد شد».

شريعتي در ادامه، الگوي سياسي ايران را عامل مهم ديگري براي رونق مطالعات جامعه شناسي تشيع ناميد و افزود:« برخي انديشمندان همچون «هانري کُربن» تشيع را يک نوع اسلام ايراني دانسته و بر موقعيت تعيين کننده ايران و به ويژه تشيع امامي تاکيد داشتند. انقلاب اسلامي چيزي را ساخته که شايد بتوان از آن تحت عنوان الگوي ايراني تشيع نام برد. الگويي که هنوز به طور کامل شکل نگرفته و در طول بيش از سه دهه در حال ساخت است. اين الگو، مثلثي است که در يک ضلع آن دولت، يک ضلع آن روحانيت و مرجعيت و در ضلع ديگر آن رهبري قرار دارد. کيفيت روابط و ميزان تعامل اين سه ضلع، عملکرد اين الگو را که نمونه اش در هيچ کشور اسلامي و شيعي ديگر ديده نمي شود تعيين ميکند.اگر بخواهيم تشيع را به عنوان يک واقعيت مطالعه کنيم ايران نقش محوري دارد. مطالعات اجتماعي تشيع را بايد تقويت کرد چون در جامعه ايران، تشيع فراتر از يک مذهب صرف، نقش يک سياستگزار و ناظر را ايفا مي کند و ما به عنوان يک ساکن جامعه ايراني چه ديندار باشيم وچه نباشيم ناگزير از مواجهه با امر ديني در همه شئون زندگي خود هستيم. وظيفه اي هم که اين گروه علمي برعهده گرفته اين است که بر مطالعات اجتماعي انجام شده در اين عرصه نور بتاباند و فعالش کند».

 

فقر منابع علمي در «جامعه شناسي تشيع»

در ادامه «مهدي سليمانيه» از پژوهشگران اين گروه گزارشي مختصر از بررسي ادبيات موضوعي در موضوع جامعه شناسي تشيع که توسط اين گروه پژوهشي تدوين شده بود ارائه کرد و گفت:« ما در اين عرصه ۹ حوزه مطالعاتي داريم که عبارت اند از «عدالت و امامت»، «تاريخ اجتماعي تشيع»، «روحانيت و مرجعيت»، «تشيع»، «سياست و قدرت»، «مناسک(اعياد و عزاداري)»، «هنر و ادبيات شيعي»، «انتظار و معنويت»، « عرفان و تصوف» و« زيارت و اماکن مذهبي». از زماني که صنعت چاپ وارد ايران شده تا کنون ۳۵درصد آثار مطالعات اجتماعي تشيع در حوزه تاريخ اجتماعي تشيع بوده است که نشان دهنده اهميت آن و علاقه نخبگان مذهبي و عموم مردم به اين محور است. زير شاخه روحانيت و مرجعيت با ۲۳ درصد در رتبه بعدي قرار دارد و بقيه حوزه ها هم درصد کمتري را به خود اختصاص داده اند».

ضعف آمار انتشارات در حوزه جامعه شناسي تشيع در مشهد وقم جاي تامل دارد
سليمانيه در ادامه افزود:« از لحاظ زماني، در انتشار آثار جامعه شناسي تشيع ما دونقطه عطف داريم که يکي به سال هاي ۵۰-۱۳۴۹ بازمي گردد و يکي هم مربوط به سالهاي ۷۸-۱۳۷۷ است که سيزده عنوان کتاب در اين حوزه در سال ۷۸ منتشر شد. البته با وجود اين که ما در قلب عالم تشيع هستيم و حدود چهار دهه است که يک حکومت ديني داريم اما متاسفانه در مطالعات جامعه شناختي تشيع دچار فقر مطلق منابع هستيم و به سراغ مطالعه اجتماعي تشيع به مثابه يک امر زيسته نرفته ايم. تعداد کل کتاب هايي که با اين رويکرد سراغ تشيع رفته اند حدود ۱۰۰ عنوان است که ۹۲ درصد آنها تاليفي و بقيه ترجمه اي هستند. ضمن اين که ۶۸ درصد اين آثار درتهران، ۲۱ درصد در قم و ۴درصد از آنها نيز در مشهد منتشر شده اند که ضعف دو شهر مذهبي ما در اين آمار جاي تامل دارد