شیئ‌وارگی مداحی معاصر

حسن رحمانی*

چکیده:

من در این مقاله تلاش می‌کنم از رهگذر آرائ لوکاچ درباره‌ی شیءوارگی، آگاهی طبقاتی، آگاهی کاذب و طبیعت ثانویه، با بررسی تاریخ اجتماعی مویه و مداحی، روند شیءوارگی مداحی را شرح دهم. از تاریخچه زاری در اسلام و تشیع شروع می‌کنم و بعد، رابطه مداحی و موسیقی را بررسی می‌کنم تا نشان دهم چگونه تحولات اجتماعی و سیاسی، مداحی را به دوران معاصر رسانده‌است. در بخش اصلی این مقاله، مداحیِ معاصر را مطالعه می‌کنم و میان این سه دوره مداحی معاصر تمایز قائل می‌شوم: مداحی سنتی، مداحی محلی، مداحی پاپ. در نهایت فرایند شیئ‌وارگی را به طور مشخص در جریان مداحی پاپ نشان خواهم‌داد.  

کلید واژه‌ها:

شیئ‌واره، آگاهی طبقاتی، آگاهی کاذب، طبیعت ثانویه، دستگاه انتظام‌بخش مذهب، متولی، بانی و مداحی پاپ.

مقدمه:

چیزی که امروز به عنوان مداحی و مداح از آن یاد می‌کنیم در یک فرایند تاریخی اجتماعی سیاسی تکامل یافته‌است. ریشه در مویه برای شهید اول به شیوه قوم بنی‌ظفر نزد پیامبر دارد و در گذر زمان کاملا متحول شده‌است. در زمان آل‌بویه، قرن چهارم هجری، دسته‌ی سینه‌زنی در شهر به راه افتاده‌است و در قرن نهم خواندنِ فارسی کتاب روضه‌الشهدا اثر ملاحسین کاشفی، روضه‌خوان‌ها را پدید آورده‌است و در دوران صفویه، قرن دهم، اشعار آهنگین و آلات موسیقی نظامی به آن افزوده شده‌است. مداحی به مراجع و وعاظ خدمت کرده و در عین حال رقیب جدی آنها بوده‌است. بخش‌هایی از موسیقی ایران را حفظ کرده و در نابودی بخش‌هایی از آن نقشی مهم ایفا کرده تا به دوران معاصر رسیده که معنادارترین تطور خود را تجربه کرده‌است. از همین رو این مقاله پس از بررسی مختصر تاریخچه مداحی و ارتباط آن با موسیقی ایرانی، با نظر به آرائ لوکاچ، به مفصل‌بندی مداحی معاصر در سه بخش: مداحی سنتی، مداحی محلی یا دوران جنگ ایران و عراق، و مداحی پاپ می‌پردازد و نشان خواهدداد دستگاه انتظام‌بخش مذهب چگونه و چرا اینگونه با مداحی رفتار کرده‌است؟ چطور حاج‌اکبر ناظم از بنیان‌گذاران مداحی سنتی، برای مدت چهار سال به حسینیه قنات‌آباد تهران که در آن می‌خواند راه داده نمی‌شود؟ یا دلایل تغییر خاستگاه موسیقایی مداحی از موسیقی سنتی و رسمی مرکز به موسیقی نواحی و محلی در دوران جنگ ایران و عراق چیست؟ و یا چرا در دهه شصت و اوایل هفتاد شمسی به سرعت نهادهای صنفی مداحان مانند جامعه مداحان تهران و شمیران، جامعه مداحان آستان مقدس حضرت معصومه، جامعه مداحان استان یزد، جامعه مداحان شهرستان کرج و بابل و کاشان و مشهد و . . . تأسیس می‌شود؟ و چطور مداحان که بنا بود مبلغین تشیع و رابط مراجع و نهاد رسمی دین با جامعه و مردم باشند رفته‌رفته خود حاملین تشیع و از ناظمین مذهب شدند؟

چند نکته: علت اینکه این مطلب نه شبیه مقاله علمی است و نه نوشته روزنامه‌ای و نه گزارش یک تحقیق، این است که همه این کارها را به طور ناقص از سال 89 انجام داده‌است. آنچه در این نوشته حائز اهمیت است: اولا قطعه‌های آورده شده از لوکاچ و بعد از آن، مطالعه من در باره برنامه‌های طراحی‌شده دستگاه انتظام‌بخش مذهب در جهت‌دهی به مداحی و در نهایت، گوشزدشدن خطر عوام‌سازی و رشد خرافات -نه فقط برای منتقدین بلکه بیشتر برای برنامه‌ریزان و مجریان و مخاطبین این برنامه‌ها- در دیگر برنامه‌های در حال اجرا است. به ویژه گسترش امامزاده‌ها که مطالعه‌ای مستقل می‌طلبد و باید خود حدیث مفصّلش را بخوانید از این مجمل. در مورد برخی ریشه‌شناسی‌های موسیقایی، میان موسیقی‌شناسان و میان مکاتب موسیقی اختلاف نظرهایی وجود دارد. همین امر در تاریخچه مویه، میان مورخان و میان اسلام‌شناسان جاری است که به کلیت استدلال متن آسیب نمی‌زند. چرا که، دو بخشِ تاریخچه مویه و مداحی و مداحی و موسیقی ایرانی اهمیتی حاشیه‌ای در متن دارند.